توصیف نوروز

« وصف نوروزو بهار»

آمده نوروز هم ازبامداد ***آمدنش فرخ وفرخنده باد

نوروز هنگام حیات مجدد زمین ونوشدن زمان است،هنگامۀ سرایش بلبلان غزل خوان وقمریان چکامه سرای برشاخه های خوش رنگ است،بهاردگرگونی حیات مرده و ژولیده و رخ نمایی لاله و لادن، نرگس و ژاله ، یاسمن ونسترن می باشد ،فصل وداع با سردی وپژمردگی، خواب ومردگی ، صولت وشدت سرمای زمین است. داستان قهربا خشکی وافسردگی، زردی وخمودگی وآشتی با سرسبزی وطراوت، رویش، پویش ونالش است.برداشتن کسوت سفید ویکدست زمستان ازچهره فسردۀ زمین وپوشیدن ردای سرتا پا سبزوخوش نقش بهار برقامت دل انگیرطبیعت است.نوروزگویای سخن هستی آفرین باآفریدگان خویش ونمادی ازتراوش قدرت لایزال الهی درپهنه ی گیتی دل افروز ومظهردفتربی پایان آفرینش خداوند حکیم وبهارنمایش تمام جلوه های زیبای هستی درآیینه ی ممتازوبی همتای طبیعت وبیانگرهنرنگارگربی نقص حیات است، نقاش چیره دستی که نقاشان چین با دیدن نقش های بی بدیلش انگشت تعجب وحیرت به دهان گرفته اند:

گل جامه دران بار دگر سر به در آورد وز حــــال رفیـــــقان گذشته خبر آورد

ساقی قــــــدح باده گلرنگ به چرخ آور چون گل خبر از نغمه ی مرغ سحر آورد

نوروزبارش نوشدن،روان شدن،نالیدن،دلاویزی ودل انگیزی،بررخسارطبیعت وجادوگری ،طنازی وخودنمایی فصل دلنوازوچشم فریب بهاراست.نوروزهنگام چهره آرایی عروس زیبای هستی به دست طبیعت مشاطه گربا چینش ازهاروریاحین خوشبووزمان ترنم آوای خوش چشمه ها وآبشارهاست که با طنین روح نوازخود هررهگذری را به سوی خویش فرا می خوانند،نوروزگام نهادن انسان درودای بی انتهای هزارنگ وهزارنقش هستی وتفکردربحربیکران خلقت می باشد.ره آورد بهارلطافت،طراوت،زیبایی ،دلربایی وخوش رنگی وهرآن چه چشم نواز،روح انگیزوطرب آمیزاست .نوروزرویش شادکامی،شادزیستن ،نیک فرجامی،نیک خواهی وبهروزی وپایش جان وروح ازرذیلت ها وزشتی ها وبه دیارعدم سپردن تمام کژی هاو بدی هاست. موسم غنیمت شمردن هم صحبتی با گل وعیش وعشرت دل ،پیرایش جان ازبدی ها وآرایش روح به خوبی هاست.باآمدن نوروز،بهاربارنگ وبوی طیب وباصدهزارنزهت عجیب ازراه می رسد. به دلربایی و شیدایی بهار است، اگر نگاه شوخ گل و ناله ی بلبل به هم پیوند می خورد؛ از نسیم خوش بوی بهار است، اگر گل ها، زیباییِ دلفریب خویش را به دیده تماشاگران هدیه می کنند؛ حاصل سرمستی ونشاط بهار است، اگر چکاوک با موسیقی رود، سرود سبز زیستن می سراید.تولدبهار،تولدعشق به حیات وزیستن،سرزندگی وخروشیدن است.چه زیباست در این رستاخیز طبیعت، نگارگری های قشنگ نقاش آفرینش را با تأملی ژرف بنگریم و در زایش بی امان زمین و دگرگونی مقتدرانه زمان، دگرگونی درونی خویش را از خالق نوروز آرزو کنیم.

آفرینش همه تنبیه خــــداوند دل اسـت دل ندارد که نداردبه خداونداقرار

این همه نقش عجب بردرو دیواروجود هرکه فکرت نکندنقش بودبردیوار

کوه ودریا ودرختـــان همه درتسبیح اند نه همه مستمعی فهم کند این اسرار

بهارهمدمی وانس شیرین ودیرینه ی انسان با مظاهرزیبای خلقت وهمنشینی با طبیعت گویا وزنده است . قطع نامه ای است که علیه سردی و خشونت، انجماد و خواب، سکون و سکوت و رخوت و یخ زدگی صادر می شود.زیباترین رویدادرویش وپویش طبیعی است که درصفحه ی کره ی اغبرروی می دهد. دراین فصل پلک بسته ی سبزه ها باز می شود. خاک خمیازه می کشد و گل به تبسم و خنده می ایستد. بهار که می آید صولت وهیبت زمستان درهم می شکند و ناز و تنعم خزان پیش پای باد فرو می ریزد. آب ها در سفر طولانی خویش، شکفتن را در گوش درختان زمزمه می کنند. در قیامت شگفت خاک، رازهای پنهان زمین آشکار می شود و گل ها و شکوفه های لرزان به پای می ایستند تا من و تو، پلی به فردای ناگزیر ببندیم تا غبار برانگیخته دیروز و امروز، فردا را از ما نگیرد.درزیبایی ودلنشینی فصل بهار همین بس که خواجه ی رازحافظ شیراز می فرمایند:

نفس بادصبا مشک فشان خواهد شد عالم پیردگرباره جـــــــوان خواهدشد ارغوان جام عقیقی به سمن خواهدداد چشم نرگس به شقایق نگران خواهدشد

نوروز، حکایت نو شدن و نوخاستن است، حکایت بهار، حکایتِ سر زدن حیات پس از مرگ زمستانی و حکایتِ سبز سرسبز شدن و سبز ماندن؛ نوروز، سرفصل کتاب سبز آفرینش است که در هر سال با تجدید مطلع خود، شور حیات را در گوش جان هستی با ترنمی دلنشین می نوازد؛ نوروز آغاز است، آغاز بهار و آغاز حیات. آغازی که درختان با زبانی سبز و بانگی بلند آن را اعلام می کنند؛ نوروز، برهان رستاخیز است و مجالی برای بازگشت و رجعت به اصل شکفتن و سبز برخاستن؛ نوروز، تقاضای سبز شدن است که: «یا محول الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.»

نوروز، فرصت آشتی انسان هاست با طبیعت، پس از چشیدن سوز زمستان؛ روزی است که ما در آن زبان به هم دلی می گشاییم؛ فرصت زُدودن کینه ها از سینه هاست؛ زمان تابش آفتاب مهربانی بر سرزمین قلب های مردمان است؛ هنگام تداعی پاکی و طهارت در ذهن زمین و زمان است؛ و آبشار مهری است که باید در جانمان سرازیر شود و در دستمال جاری.صدای پای بهارمژده ی رسیدن روح سکون وآرامش ،نرمی ونازش برگستره ی زمین را به ارمغان می آورد.بوی دلاویزبهارازلابه لای علف زارها وچمن زارهاطنین افکن می شودورسیدن بهاربانسیم ملایم وجان نوازی که مانندعروسی شاخ وبرگهارا به رقص وپایکوبی درمی آوردجلوه گرمی گردد.عیدها و جشن ها، افتخار ملی هر قوم و سرزمین، و نشان ساختار و پیشینه فرهنگی و تمدن آنان است. اعیادی که از نظر دیرینگی تاریخی و مذهبی ریشه دار بوده و در طول زمان با اعتقادها و آداب و رسوم ملت ها در هم آمیخته، جلوه و جایگاه ویژه ای دارند و بی آن هیچ ملتی هویت واقعی ندارد و به بیگانگی از خود دچار خواهد شد. عید نوروز از این جهت که اعتقادها و باورهای مذهبی و سنن کهن ملی، در آن به هم آمیخته، اهمیتی گسترده یافته است.عید نوروز و دیگر جشن های ملی و میهنی، جدای از تربیت های اوّلیه اجتماعی و سیاسی، هم بستگی احساسات ملی را هدف قرار می دهند. ویژگی نمادین این جشن ها، برخاستن از روح هم بسته عواطف ملی و هم دلی همه مردمان است. عید نوروز، تصویری روشن از فرهنگ ملی و مذهبی ایرانیان و عامل مهمی در هم بستگی احساسات آنان می نماید.بهار، درس خداشناسی و معاد و تحول و رشد و تکامل است. اگر انسان ها از این طبیعت زیبا، درس بیاموزند، در حقیقت اعتقاد به رستاخیز را آموخته اند. در این صورت باید سرآغاز چنان بعثتی را روز برتر و نوروز نامید و آن را جشن گرفت. اگر مراسم نوروزی بر این اساس پی ریزی گردد و انسان ها خود را با محتوای دعای آغاز سال که بیان کننده تحول و نغمه توحیدی است هم گام و هم گون سازند. چنین نوروزی سرشار از مبارکی و میمنت خواهد بود.

نوروزپیروزبرتمام ایرانیان هورآیین که بهارآفرینندونوروزافروز فرخنده باد

بهار۹۲مبارک باد

توصیف شهادت

«شهادت»

زندگی زیباست اما شهادت زیباتراست

منت خدای را عزّوجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکراندرش مزید نعمت.هرنفسی که فرو می رود مُمد حیات است وچون بر می آید مفرح ذات.

هنگا می که سینه ی پهن دشت شجاعت ها وفداکاری هارا را می شکافیم ودرگلزار زیبای زندگی، گل های شقایق وشبنم را کنار می زنیم آنچه بیشمار رخ می افروزد ودلبری می کند ،واژه ی دل انگیزوچشم نوازبه نام شهادت است،واژه ای که رمزوصال به آن یک عشق حقیقی والهی است که فقط درسینه ی مجاهدان طریق حق نهفته است ودر چشم بابصیرت پاکدلان بی ادعا قابل دیدن می باشد.شهــادت هنر مردان الهی است،هنری زیبا ودل انگیزکه نگارگران چیره دست پهنه ی هنرازترسیم آن عاجز وصرافان مُلک سخن ازتقریر اوصاف باسق وبدیع آن متحیرند.کلمه ای طیبه که معراج مجاهدان وارسته ،کعبه ی آمال عارفان خودباخته ومیعادگاه مبارزان دلباخته است.شهــادت ،بردن جان درمسلخ عشق، تعلق نداشتن به ظواهر وتزویرهای مادی،درجوار حضرت دوست آرمیدن،زندگی جاودانه وسرمدی یافتن است ،نسیمی روح نواز می باشد که تنها بردلهای عاشقان راستین

می وزد وچشمه ای جوشان است که نوشندگان حقیقی هیچگاه از نوشیدن سراب ازلی آن سیراب نمی شوند.شهـادت کلمه ای مقدس ومکرم است که وصال یافتگان بدان شهره ی ابدی می یابند وبه مثابه ی دریای بیکران ولایتنهی است که دست یافتن به عمق معانی وسیع آن غیر ممکن می باشد وتنهاغواصان ژرف اندیش به کُنه معارف بلندآن دست می یابند ،خوانی گسترده است که درسرزمین عشق به معبودحقیقی، پهن گردیده که فقط عاشقان کوی دوست می توانند ازآن ارتزاق نمایند.نوشیدن جام حیات ابدی ازدست محبوب ازلی است،قله ای رفیع درجایگاه عالم والای انسانی است که برای رسیدن به آن باید بسیاری ازلذات وآنات شیرین دنیا را لگدکوب نمود.پروازعاشقانه مردان الهی درآسمان لا یتنهاهی عشق به خداوند می باشد.صبغه ای الهی ومقدس است که تنها با رنگ ولعاب معرفت وبصیرت شناخته می شود،درفشی برافراشته بربام منیع ترین قله های کرامت وانسانیت است که با دست مجاهدان ومردان مرد به اهتزاز درمی آید،بحری بیکران است که شناگران آن، طوفانهای مواج وخروشانش را با عشق به جان می خرند وسواربرامواج پرتلاطمش به ساحل رستگاری و جاودانگی می رسند،آسمانی لا یتناهی است که دیدن مناظردلنشینش چشمها را خسته نمی کند .شهـادت عطیه ای الهی ازجانب خداوند است که سهم هرکس نمی شود بلکه گوهری گران سنگ وباارزش است که به سوی صاحبش برمیگردد (قدرزر،زرگرشناسد،قدرگوهر،گوهری).والاترین مکتب هنری است که هنرمندان عرصه ی آن ،بادرجه ی ممتازوعالی آن رابه پایان برده اند،میراث ماندگارکسانی است که خداوند آنهارا واسطه ی شفاعت ونجات بشریت درروزقیامت قرارداده است.معمای پیچیده است که حل کردن آن ازعهده ی هرذی شعوری برنمی آید،شاه کلید درهای بسته است ،درهای که جز با اخلاص و اعتقاد به وحدانیت گشوده نخواهند شد،آینه ی تمام نمای محبوبیت یافتن به آستان منزه وبی همتای لم یزلی می باشد،تجلی گاه با ارزش ترین معرفت وشعورانسانیت است.ریسمانی محکم است که چنگ زنندگان به آن درچاه ظلمانی دنیا گرفتار نخواهند شد.شهــادت عنصری گران مایه است که مس وجود مردان الهی را به کیمیای عشق مبدل کرده وشهیدان یگانه کسانی هستند که این اکسیرعشق ومحبت را با اخلاص به جان خویش خریده اند،ارجمند ترین درجه ایثاروازخودگذشتگی وپرفروغ ترین شمعی است که هیچگاه خاموش نخواهد شد،پرتوی آسمانی والهی است که بردلهای وارسته تابیده میشود وشعاع انوارآن روشن کننده ی مسیرگمشدگان است.عالی ترین مقام ومنصبی می باشد که شایسته ی هرکسی نبوده و تکیه کنندگان برآن شهیدان والا مقامند،مسندی دلنشین است که با تکبر وغرور نمی توان به آن تکیه زد،کاخی عظیم است که ستون های آن ایمان و تقوی می باشند،ردای فاخروسرخ رنگ است که برقامت رعنای مجاهدان فی سبیل الله دوخته شده ،درّی گرانبها ومدالی افتخارآمیزاست که برگردن شهیدان عشق آویخته شده که تنهادرمیدان فداکاری وگذشت بدست می آید برترین وناب ترین هدیه ی خداوند به بندگان محبوب خویش می باشد

  1. شهــادت حماسه ای ماندگاردرتاریخ بشریت است که عده ای حسرت رسیدن به آن رادارند،مکتبی پررمزوراز است که هرکسی قادربه گشودن اسراربی پایان آن نیست،شهــادت،پوشیدن جامه ی افتخاروفضیـلت،گام نهادن دروادی معرفـت،تکیه زدن برمسند بصیـرت،جان دادن درراه عـزت،سرسپردگی دربرابر ولایـت،رسیدن به ساحل فلاحـت،تسلیم شدن درمقابل الوهـیت،درس خواندن درمکتب ربوبـیت،تن ندادن به تکبرو رخـوت،جلوه گاه عشق ومعـرفت،بهترین لحظه ی پرازحـلاوت،پرفروغ ترین شمع ابدیـت،رفیع ترین قله کرامت، ودر یک جمله میعادگاه فداکاری وسخـاوت است.

مجتبی غلامی دبیر زبان وادبیات فارسی

علل ضعف دانش آموزان شهرستان سلسله دردرس ادبیات

 

 

 

 

 

 

                             عنوان مقاله:

  علل ضعف دانش آموزان سال اول متوسطه دوم

شهرستان سلسله در درس ادبیات فارسی

 تهیه کننده:مجتبی غلامی دبیرادبیات شهرستان سلسله

 

                        اردیبهشت ماه:93

 

    چکیده:

  دراین پژوهش به علل  ضعف دانش آموزان سال اول متوسطه ی شهرستان سلسله در درس ادبیات   فارسی پرداخته شده  است. جامع آماری مورد نظر843 نفراز دانش آموزان دختر و پسر بوده اند که در سال تحصیلی 93-92در دوره های روزانه تحصیل می کرده اند. حجم نمونه شامل 400 نفر یعنی حدود47 درصد جامعه آماری بوده که به نسبت مساوی از هر دو جنس پسرودخترانتخاب شدند.برای انتخاب نمونه ها و تکمیل پرسشنامه ها ،از روش نمونه گیری تصادفی با طبقه بندی پرسش نامه های دانش آموزان استفاده گردیده است وروش آماری مورد استفاده نیز روش درصد فراوانی بوده است. براساس این پژوهش یکی ازعوامل تاثیرگذاربرضعیف بودن درس دانش آموزان دردرس ادبیات فارسی درشهرستان الشتر،جذاب وساده نبودن محتوای کتاب درسی می باشد هم چنین تعدادبسیارکمی ازدانش آموزان به درس ادبیات علاقمند می باشندودراین زمینه رغبت بیشتری ازخود نشان نمی دهند.

 کلیدواژ ه ها: شهرستان سلسله،ادبیات فارسی ،ضعف دانش آموزان،سال اول متوسطه

  1-مقدمه:  

 مهم ترین  شاکله ی هویت فرهنگی ما ایرانیان زبان و ادبیات فارسی است که با پیشینه ی هزار و چندصد ساله اش میراث معنوی همه ی اقوام ایرانی در این سرزمین کهن به شمار می رود در سطح سیاسی و بین المللی هم ،این ادبیات ماست که هویت ما را به طور مستمر در سطح وسیع محفوظ داشته است.اهميت ادبيات فارسي قولي است كه همگی برآنند و اهدافي كه براي درس ادبيات برشمرده‌اند نيز گوياي همين مطلب است[2] و بديهي است كه به آموزش ادبيات به دانش‌آموزان بايد توجه بيشتري كرد زيرا «ادبيات مجموعه‌ي تظاهرات هنري هر قوم است كه در قالب كلام ريخته شده باشد»[3].« درونمايه‌ي ادبيات، انديشه و احساسات و عواطف انساني است و به خوبي مي‌توان دريافت كه ادبيات از اين نظر نزديكترين هنر به انديشه‌ي انسان است»[4]. كاركرد ادبيات در زندگي اجتماعي نيز بسيار زياد است كه در تاريخ ايران دوره‌ي مشروطه مثال‌زدني است. سهم ادبيات را در خيزش مشروطيت مي‌توان در آثار دهخدا، اشرف‌الدين گيلاني، عارف، ميرزاده عشقي و ... ملاحظه كرد[5].

باید به این نکته اذعان کرد که دانش آموزان برای آموزش ویادگیری سایر علوم وپیشرفت بهتر درآن ها ،نیازمند آگاهی کامل وهمه جانبه ازدرس ادبیات فارسی هستندکه میزان عشق وعلاقه ی آن ها به این کتاب درسی می توانددراین زمینه یک نقش مهم وحیاتی درآینده ی آن ها ایفا نمایدوذکراین نکته ضروری است که بدون سلاح وابزارادبیات نمی توان به مرزهای بی انتهای دانش دست یافت.اززاویه ی دیگرضعف کلی درادبیات فارسی می تواندتاثیرزیادی برعدم فراگیری سایردروس وهمچنین انتقال درست اندوخته های دانش آموزان هنگام ارزشیابی داشته باشد. بنابراین نقش وجایگاه برجسته ی ادبیات فارسی دردوره ی متوسطه می توانددراین زمینه به روشنی دیده شود.

  2-بیان مسئله و ضرورت پژوهش: 

آموزش و پرورش، به عنوان یک نظام، دارای اجزا و عناصرمتفاوتی است؛ازجمله: کتاب، معلم و دانش   آموز.هریک از این عناصر در نظام آموزشی جایگاه ویژه ای دارند و برای رسیدن به اهداف اصلی، نظام آموزش وپرورش را یاری می کنند. از جمله اجزای اساسی و مهم این  نظام ، دانش آموز و نگرش و علاقه ی  وهمچنین میزان توانایی وضعف های است که دراووجود داردکه بایدبه آن توجه گردد.با توجه به این که اینجانب به عنوان دبیردرس ادبیات سال ها تجربه ی آموزشی دراین زمینه رادارم،دراغلب موارد مشاهده شده است که دانش آموزان دردرس ادبیات به خصوص ادبیات سال اول متوسطه با مشکلاتی مواجه هستند که دامنه ی این مشکلات به سال های بالاترکشیده می شودومشاهده می شودکه دانش آموزان به سبب ضعف دردرس ادبیات توانایی ادامه ی تحصیل دررشته ی ادبیات وعلوم انسانی راندارندوبرخلاف میل باطنی خوددررشته های کارودانش وعلوم تجربی به ادامه ی تحصیل می پردازندکه ممکن است به سبب عدم علاقه با ناکامی های مواجه شوند.همچنین تعدادی ازدانش آموزان به علت ضعیف بودن درس ادبیات،دربیان مطالب واندوخته های خوددرسایردروس ضعیف می باشند ونمی توانند آن ها را به درستی بنویسندویابیان نمایند.درحال حاضرکه مشغول تدوین این پژوهش هستم تعداد دانش آموزانی که درسال تحصیلی93-92درسال سوم رشته ی ادبیات وعلوم انسانی با احتساب مدارس غیرانتفاعی تحصیل می کنند164نفردرحالی که دررشته ی علوم تجربی449نفرمشغول به تحصیل می باشند.بنابراین آمارنشان می دهد که گرایش به رشته ی علوم انسانی دربین دانش آموزان روبه کاهش بوده است.پژوهش حاضر،در پی کشف علل ضعف دانش آموزان سال اول متوسطه دردرس ادبیات فارسی  انجام شده است ؟ 

3-اهداف کلی پژوهش:

1-تعیین نوع دیدگاه دانش آموزان به آموزش ادبیات فارسی

2-بالا بردن کیفیت آموزش ادبیات فارسی

3-ارائه ی پیشنهاد  بر اساس یافته های پژوهشی، برای کاربرد این نتایج در پژوهش های بعدی.

4-فرضیه های پژوهش:

1-به طورکلی نداشتن علاقه به درس ادبیات می تواند برضعیف بودن دانش آموزان موثرباشد

2-جذاب ومتنوع نبودن محتوای کتاب درسی می تواندبرضعف دانش آموزان تاثیرگذارباشد

3-زیادبودن حجم مطالب کتاب می تواندبرضعف دانش آموزان تاثیرگذارباشد

  5-اهمیت زبان وادبیات فارسی:

زبان مادری وسیله و ابزار آموزش تمام درسهاست. اگر دانش آموزی تاریخ، جغرافیا، شیمی، فیزیک را خوب نیاموزد تنها در همان درس ها ضعیف می ماند. و به یادگیری او در درس های دیگر لطمه ای وارد نمی آید. کسی که نتواند در آموزش و بیان زبان مادری و حتی نگارش آن از مهارت لازم برخوردار شود. از عهده ی فهم مطالب و بازگویی هیچ درس دیگری برنخواهد آمد. دانش آموزی که از نظر شیوه نگارش و نوشتن املای کلمات مشکل دارد. به علت ناتوانی در فهم مطالب و تنظیم اندیشه و احساس خود و نیز اختلال در بیان نارسایی در گفتار و نوشتار کم کم نسبت به شایستگی خود در یادگیری بی اعتماد خواهد شد و علاقه ی خود را به تمام دروس از دست خواهد داد و ناامیدی و دلسردی به سراغ او خواهد آمد. علت ناکامی بیشتر دانش آموزانی که تصور می کنند از استعداد یا علاقه ی کافی برای ادامه ی تحصیل برخوردار نیستند در حقیقت ناتوانی آن ها از درست خواندن و درس فهمیدن مطالب و مفاهیم درس و بازگویی و بازنویسی آن برای دبیران است. پاره ای از دانش آموزان هر چند در بازگویی مطالب مهارت کافی دارند، قادر نیستند که همان مطالب را روی کاغذ بیاورند. مهارت در نوشتن تیز با علاقه و کوشش و تمرین و مهارت به دست می آید و چیزی نیست که به استعداد خاصی نیاز داشته باشد [1]

 6- جامعه ی آماری[1] و حجم نمونه:

جامعه ی آماری در پژوهش حاضر ،کل دانش آموزان دختر و پسرسال اول متوسطه ی دوم دبیرستانهای شهرستان سلسله بودند.بر اساس آمار اداره ی آموزش و پرورش شهرستان سلسله، در سال93-92تعداد843 دانش آموزان درسال اول متوسطه مشغول به تحصیل بوده که ازاین تعداد456نفرپسرو387نفردختربوده که در19آموزشگاه ،شامل11آموزشگاه پسرانه و9آموزشگاه دخترانه تحصیل می کرده اند.لازم به ذکراست که این آمارشامل دانش آموزانی که درمراکزغیرانتفاعی هستند،نمی باشد.آماردانش آموزان سال اول شهرستان الشتربه تفکیک جنسیت وهمچنین تعداد کل دانش آموزان درسایرپایه ها درجدول پیوست موجودمی باشد.برای انتخاب نمونه ها و تکمیل پرسشنامه، از روش نمونه گیری تصادفی با طبقه بندی پرسش نامه های دانش آموزان استفاده شد 47درصد از جامعه ی آماری(400نفر) به عنوان حجم نمونه یا گروه آزمودنی، انتخاب شدند.

7-محدوده ی مورد مطالعه:

محدوده ی مورد مطالعه شهرستان سلسله می باشد که در45کیلومتری شهرخرم آباد،مرکزاستان لرستان واقع شده است.بخش عمده ی اطلاعات از طریق مطالعات میدانی(تکمیل پرسشنامه) وهمچنین پرسش مستقیم ازخوددانش آموزان به دست آمده است.

8-روش پژوهش و مراحل آن:

به منظور بررسی علل ضعف  دانش آموزان از روش تحلیلی[2] استفاده شد.در این روش ،هدف ،توصیف عینی ، واقعی و منظم خصوصیات موضوع مورد نظر بوده و مراحل زیر دنبال شده است:

1-8-جمع آوری داده ها:

پس از انجام مطالعات مقدماتی از طریق مطالعات اسنادی و آرشیوی، برای بررسی علل ضعف دانش آموزان از پرسش نامه ی بسته پاسخ استفاده شد که نمونه ی آن در پیوست مقاله آمده است این پرسشنامه حاوی 12 سوال، در ارتباط با فرضیه های پژوهش است.برای هر سوال ، پنج پاسخ؛ بسیار زیاد، زیاد،متوسط،،کم و بسیار کم در نظر گرفته شد.

2-8-سازمان دهی داده ها:

بعد از جمع آوری داده های مورد نیاز بویژه تکمیل پرسش نامه در دبیرستانهای شهرستان سلسله، استخراج و طبقه بندی داده های مربوط به پرسشنامه ها صورت گرفت.

9-محدودیت های پژوهش:

  1-حساسیت برخی از مدیران مدرسه و دانش آموزان نسبت به انجام پژوهش و انتخاب آن ها در حجم نمونه.

2- گستردگی میدانی عملیاتی پژوهش به ویژه تکمیل پرسشنامه ها، به دلیل دوری و پراکندگی نمونه های منتخب  در سطح شهرستان الشتر.

10-یافته های پژوهش:

1-درپاسخ به سوال میزان علاقمندی دانش آموزان به درس ادبیات،12درصدپاسخ خیلی زیاد،18درصدپاسخ زیاد،20درصدپاسخ متوسط،22درصدپاسخ کم و28درصد پاسخ بسیار کم داده اند

2-درپاسخ به سوال میزان خوشایندی ازفرارسیدن ساعت درس ادبیات:14درصدپاسخ خیلی زیاد،16درصدپاسخ زیاد،25درصدپاسخ متوسط،20درصدپاسخ کم و25درصدپاسخ بسیار کم داده اند

3-درموردمفیددانستن مطالب ادبیات درزندگی شخصی،10درصدپاسخ خیلی زیاد،15درصدپاسخ زیاد،18درصدپاسخ متوسط،35درصدپاسخ کم و22درصدپاسخ خیلی کم داده اند

4-درموردساده وقابل فهم نبودن مطالب کتاب ادبیات،20درصدپاسخ خیلی زیاد،32درصدپاسخ زیاد،26درصدپاسخ متوسط،12درصدپاسخ کم و10درصدپاسخ خیلی کم داده اند

5-درمورد سوال مربوط به شرکت کردن دربحث های ادبیات درکلاس درس،18درصدپاسخ خیلی زیاد،21درصدپاسخ زیاد،32درصدپاسخ متوسط،16درصدپاسخ کم و13درصدپاسخ خیلی کم داده اند

6-درارتباط بانداشتن اطلاعات ادبی دبیرادبیات،22درصدپاسخ خیلی زیاد،38درصدپاسخ زیاد،17درصدپاسخ متوسط،13درصدپاسخ کم و10درصدپاسخ بسیارکم داده اند

7-درارتباط با میزان جذاب بودن بازدیدها واردوهای علمی درس ادبیات،12درصد پاسخ خیلی زیاد،15درصدپاسخ زیاد،21درصدپاسخ متوسط،24درصدپاسخ کم و28درصدپاسخ خیلی کم داده اند

8-درمورد خوش اخلاق نبودن ورفتارنادرست دبیرادبیات،24درصدپاسخ خیلی زیاد،32درصدپاسخ   زیاد،28درصدپاسخ متوسط،9درصدپاسخ کم و7درصدپاسخ خیلی کم داده اند

9-درپاسخ به سوال جذاب نبودن مطالب کتاب ادبیات،20درصدپاسخ خیلی زیاد،28درصدپاسخ زیاد،23درصدپاسخ متوسط،17درصدپاسخ کم و12درصدپاسخ خیلی کم داده اند

10-درپاسخ به سوال مایل بودن به ادامه ی تحصیل دررشته ی ادبیات،10درصدپاسخ خیلی زیاد،12درصدپاسخ زیاد،18درصدپاسخ متوسط،28درصدپاسخ کم و32درصدپاسخ خیلی کم داده اند

11-درپاسخ به زیادبودن حجم مطالب کتاب،22درصدپاسخ خیلی زیاد،31درصدپاسخ زیاد،20درصدپاسخ متوسط،16درصدپاسخ کم و11درصدپاسخ بسیارکم داده اند

12-درپاسخ به سوال مربوط  به راهنمایی وتشویق دبیران ادبیات درانجام فعالیت های خارج ازکلاس مانند تهیه ی روزنامه ی دیواری ومقاله،17درصدپاسخ خیلی زیاد،22درصدپاسخ زیاد،31درصدپاسخ متوسط،16درصدپاسخ کم و14درصدپاسخ بسیار کم داده اند

11-مرورفرضیات تحقیق:

باتوجه به تجربه آموزشی درزمینه تدریس ادبیات وطرح فرضیه های مختلف دراین رابطه وبا توجه به میزان پاسخ دهی به سوالات مربوطه ازطرف دانش آموزان همه ی فرضیات اثبات شدند

 12-نتایج پژوهش:

1-به طورکلی تعدادبسیارکمی ازدانش آموزان به فراگیری درس ادبیات علاقمند می باشندودراین زمینه ازخود رغبت نشان نمی دهند.

2-تعدادزیادی ازدانش آموزان جذاب ومتنوع نبودن مطالب کتاب ادبیات را ازدلایل عدم تمایل خویش به این کتاب می دانند.

3-یکی ازعواملی که می تواندبرضعف دانش آموزان دردرس ادبیات موثرباشدزیادبودن حجم مطالب کتاب ووجودمتن های اضافی درکتاب است که باعث خستگی ودلزدگی دانش آموزان می شود.

4-ازعوامل اصلی تاثیرگذاردررغبت دانش آموزان به درس ادبیات، خوش اخلاق بودن وحسن برخورد دبیرادبیات درکلاس درس می باشد.

5-به طورکلی دانش آموزان مطالب کتاب ادبیات را برای زندگی اجتماعی خود مفیدنمی دانند.

13-پیشنهادها:

1-تقويت وبالابردن درك درست دانش آموزان نسبت به مطالب ومفاهيم گنجانده شده درکتاب ادبیات فارسی.

2- راهنمايي وهدايت دانش آموزان در داشتن برنامه ريزي درست وشيوه ي صحيح خواندن درس ها .

3-  تاكيد بر اهميت دروس ادبيات از سال اول متوسطه براي دانش آموزان وضريب بالاي آن دركنكور وتاثير آن در يادگيري دروس ديگر

4- ايجادانگيزه و علاقه مند كردن دانش آموزان به درس ادبيات بابرگزاري كارگاه هاي آموزشي ،مسابقات ادبي ،برگزاري شب شعروهم چنین اجرایی مشاعره دربین دانش آموزان.

5 -  بهره گيري همكاران ازتجربيات هم ديگرواستفاده ازفناوري اطلاعات براي تدریس دروس ادبیات.

     6 -استفاده کردن ازشیوه های تدریس فعال  ونوین دراین درس [2]

7-شرکت دادن دانش آموزان دربررسی متون نظم ونثرفارسی[2]                                                           

8- اهل مطالعه ،سرزنده  و بانشاط  بودن دبیرادبیات و تدريس کردن به گونه ای  که همه عاشق  اوشوند.[2]

9-تشویق نمودن دانش آموزان به خواندن وحفظ کردن متون ادبی(نظم ونثر) به ویژه شعر شاعران نامدارعرصه ی ادبیات فارسی وبیان آن هادرکلاس درس.

10-خواندن متون با صدای گیرا، رسا و دل نشین توسط معلم تاثیر بسزایی در یادگیرنده می گذارد آن چنان که آهنگ صدای او نیز با نوع خواندن نظم ونثر تغییر کند. بنابراین در خوانش متون ادبی باید کاری کنیم که دانش آموزان متون را  به خوبی حس کنند و برای آن ارزشی قائل شوند.ژان پل سارتر می گوید: «خواندن آفرینش هدایت شده است» [6]

11-از روش های معلم خلاق در درس ادبیات این است که به فراگیران یاد بدهد که هنگام خواندن متن یک درس به هدف های مختلف درس ،موارد استفاده واطلاعاتی که در آن درس وجود دارد فکرنمایند.

12-لازم به ذکر است که آموزش نظم ونثر فارسی و تشکیل کلاس های ادبیات در فضاهای باز و طبیعت با توجه به تجربیات آموزشی اینجانب در فرایند یادگیری تاثیر زیادی دارد.

  فهرست منابع:

1-ارژنگ، غلامرضا ، زبان و ادب فارسی، تهران، نشر قطره،1382

2-تاكي، مسعود و ديگران، ادبيات فارسي (1) اول دبيرستان، سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي، چاپ دهم، 1385

3- ثروت، منصور، سخن سردبير، ماهنامه‌ي ادبيات معاصر، سال اول شماره‌ي 1، ارديبهشت 1375.

4- خمارلوميرهادي، ، جستجو در راهها و روشهاي تربيت، تهران، دفتر نشر چاپ آتليه چاپ دوم 1362

5- رهنماي خرمي، ذوالفقار، دو مشكل عمده در آموزش زبان و ادبيات، مجله رشد آموزش ادب فارسي شماره 33، سال هشتم تابستان 1372.

6- سارتر، ژان پل، ادبیات چیست، مترجمان، ابوالحسن نجفی، مصطفی رحیمی، چاپ پنجم، کتاب زمان، 1356.