وصف معلم

          « وصـــف معــــــــلم»

            به نام آنکه جان را فکرت آموخت      چراغ دل به نورجان برافروخت

 ای معلم هرجا کتابی گشوده شده است،هرجا اندیشه ای دررواج است،هرکجا کلامی متولد میشود وراه روشنگری درپیش می گیرد پای تو درمیان است. هرکس وهرچیز درهرکجا که با ظلمت به ستیز برمی خیزد به هیات تودرمی آید،حتی درختانی که شکوفه می دهند وبه موجودات هستی درس بارورشدن را می دهند،وحتی خورشید که تاریکی شب را درمی نوردد وامیدرا به ارمغان می آورد،تودرهمه ی لحظات روزگارنشسته ای با قلمی دردست ،کتابی دردل وفانوسی درخشان درنگاه،تو غبار نادانی را ازوجود کائنات می تکانی.

 ای معــلم یاد توپایان جهل است،توکیستی که زندگی هیچ گاه درمسیرخود ازقافله سالاری تو بی نیاز نیست،هرجا درکوچه ی بی خبری، دری به خانه ی خورشید باز می شود ،توگشاینده  ی آن درهستی،هرجا حقیقتی نوظهورسرازخاک بیرون می آورد تواولین کاشف رویش آن هستی، من ازصدای پرمعنای تواژه های عاشق شدن ودانستن را یادگرفته ام،من از قدم های استوارتوهراس کوره راهها را به فراموشی سپرده ام. معلم ابررحمت ومهربانی است که پیوسته می بارد،بارشی ازجنس معرفت وحیات.کوهی است که از قله ی رفیع وجودش چشمه های دانش سرازیر شده ومرغزاردل وجان را همواره سرسبز وخرم نگه می دارد.معلم دریایی است که موج می زند ومی خروشد وازسینه اش هزاران درومروارید گرانبها بیرون می ریزد،شمعی گدازنده است که ازوجودش می سوزد وجایگاه تاریکی وظلمت را روشنی می بخشد،اوپروانه ای عاشق است که درآسمان علم ومعرفت به پروازدرمی آید

     معلم چراغیست گیتی فروز       چراغی که هرگزنیفتد زسوز

 دوست دارم صدایش کنم تا به سمت من روکند،تا آینده ی روشن خودرا درچشمان امید بخش اوببینم،دوست د ارم صدایش کنم تا همیشه رخساره اش به سوی من باشد تا درامتداد چشمهایش گام بردارم،بگذارصدایت کنم:آموزگار،آموزگار،اگردستم را به دستان تونسپارم در جاده ی جهل به کدام دستاویز متوسل شوم؟باتوهوای سرزمین دانش هرگزابری نیست،عشق معلم است ومعلم عشق،خوشا آنکس که عاشق شود.معلم فانوسی درخشان برلب دریای پرطلاطم جهل ونادانی انسان است که اورا به ساحل سعادت ورستگاری هدایت می نماید.اوچراغی روشنگراست که که دربیابان تاریک گمراهی وجهالت ،گمشدگان را به سوی خویش می خواند وازنیستی وهلاکت می رهاند.

ادوار مختلف شعر فارسی

             به نام آنکه جان را فکرت آموخت          چراغ دل به نور جان برافروخت        

                                        ادوارمختلف شعر فارسی

 برای یادگیری بهتر خوانندگان ،دوره های مختلف شعر فارسی به صورت زیر طبقه بندی گردیده که  امید است مورد توجه قرارگیرد.

                                                       *سبک خراسانی*

سبک شعر فارسی راازآغازنیمه ی دوم قرن سوم تا پایان قرن پنجم سبک خراسانی می گویند.ازآنجا که اولین آثار  نظم ونثرفارسی بعدازاسلام درناحیه ی خراسان بزرگ پیداشد ،به سبک این آثار،سبک خراسانی گفته اند.خراسان درلغت به معنی مشرق است.پس سبک خراسانی یعنی سبک نخستین آثارکهن زبان فارسی که درمشرق ایران شکل گرفته است.

1-سبک خراسانی(نیمه ی دوم قرن سوم تا قرن پنجم) این سبک ازنظر تاریخی شامل سلسله های طاهریان، صفاریان،سامانیان وغزنویان می باشد.

 *مهم ترین شاعران سبک خراسانی درقرن سوم(عهد طاهریان وصفاریان):

محمدبن وصیف سگزی،بسام کرد،فیروزمشرقی،حنظله ی بادغیسی،ابوسلیک گرگانی، محمودوراق هروی ومسعودی مروزی

 * شاعران سبک خراسانی درقرن چهارم(عهدسامانیان)

رودکی،شهیدبلخی،ابوشکوربلخی،ابوالموید بلخی، دقیقی طوسی،کسایی مروزی ،رابعه وفردوسی

 * شاعران سبک خراسانی درقرن پنجم(عهد غزنویان)

عنصری،فرخی سیستانی،منوچهری دامغانی

 

*قا لب مسلط درشعر سبک خراسانی قصیده می باشد.

 

                            * سبک حدواسط یا دوره ی سلجوقی(قرن ششم) *

 سبک دوره ی سلجوقی حدواسط بین سبک خراسانی وسبک عراقی می باشد که مهم ترین شاعران آن عبارتند از:

 سنایی،انوری،خیام،جمال الدین اصفهانی،عمعق بخارایی،ظهیرفاریابی،رشیدالدین وطواط،ابوالفرج رونی،عبدالواسع جبلی،اثیر اخسیتکی ومسعودسعدسلمان

 

                                *سبک آذربایجانی( قرن ششم)*

 

سبک آذربایجانی یا(ارانی) سبک شاعران شمال غربی ایران یعنی منطقه ی اران وآذربایجان است. رئیس این حوزه ی ادبی ابوالعلاه گنجوی بود.شاعران معروف آن عبارتند:

 

مجیر الدین بیلقانی، فلکی شروانی،خاقانی ونظامی

 

                                      *  سبــــک عراقی(قرن هفتم تا دهم)*

 

سبک عراقی به لحاظ تاریخی دوره ی مغولان،ایلخانان وتیموری را دربرمی گیرد.

*شاعران سبک عراقی درقرن هفتم:

 سعدی،مولوی،عطار،عراقی،امیرخسرو دهلوی و کمال الدین اسماعیل

 *شاعران سبک عراقی درقرن هشتم(گروه تلفیق): شاعرانی که به غزل عاشقانه وعارفانه توجه داشتند.

 حافظ شیرازی،اوحدی مراغه ای،خواجوی کرمانی،عماد فقیه کرمانی وسلمان ساوجی

 *شاعران سبک عراقی درقرن نهم:

  عبد الرحمان جامی، قاسم ا نوارتبریزی وشاه نعمت اله ولی

 دو مشخصه ی  مهمم سبک عراقی نفوذ وبسط عرفان ورواج غزل می باشد.

                                         * سبک حدواسط یا مکتب وقوع و واسوخت(قرن دهم)*

 

مکتب وقوع حدواسط بین سبک عراقی وسبک هندی می باشد.این سبک درربع اول قرن دهم شکل گرفت وتقریبا تا ربع اول قرن یازدهم ادمه داشت.طرفداران مکتب وقوع براین عقیده بودند که شعرسبک عراقی ازواقعیت دورشده وجنبه ی ذهنی وتخیلی یافته است پس باید به سوی حقیقت گویی وواقعیت(وقوع گویی)باز گشت.

اساس مکتب وقوع این است که وقایع بین عاشق ومعشوق وحالات آنان مبتنی برواقعیت باشد،لسانی شیرازی را واضع این مکتب می دانند

*مهم ترین شاعران مکتب وقوع :

لسانی شیرازی،وحشی بافقی،شرف جهان قزوینی ومحتشم کاشانی

                                                     *مکتب واسوخت*

 هنگامی که وقوع گویی دچارتکراروابتذال گردید لازم شد که دوباره راهی برای نوآوری یافته شود. بنابراین یک شیوه ی فرعی درمکتب وقوع پیدا شد به نام «واسوخت».واسوختن درگویش فارسی زبانان هند به معنی اعراض وروی برتافتن بود.

شعرواسوخت شعری است که درآن عاشق ازمعشوق روی برمی تابد ودیگرنازاورا نمی کشد واورا تهدید خواهد کرد که به دنبال معشوق دیگری خواهد رفت.معروفترین شاعر این طرز تفکر وحشی بافقی است

 

                                   * سبک هنـــــــــدی*

 سبک هندی ازاوایل قرن یازدهم تااواسط قرن دوازدهم به مدت150سال درادبیات فارسی رواج داشته است.نام این سبک به این سبب بوده است که هند محل تجمع شاعران این سبک بوده است.قالب شعردرسبک هندی تک بیت است نه غزل ،منتها این ابیات با نخ قافیه وردیف به هم پیوند خورده وشکل غزل یافته اند.دریک غزل ممکن است یکی دوبیت خوب،بیشترنباشد که به آن بیت،شعرانتخاب می گفتند.

 

*شاعران سبک هندی:

صائب تبریزی،عبدالقادربیدل دهلوی وکلیم کاشانی یا همدانی

 

                                             * شعردوره ی بازگشت*

 

 این جنبش شعری ازاواسط قرن دوازدهم تاپایان قرن سیزدهم درادبیات فارسی پدیدارشد.شعردوره ی بازگشت دوشاخه ی اصلی دارد:اول قصیده سرایی به شیوه ی شاعران کهن مانند صبا،قاآنی،سروش اصفهانی وشیبانی .دوم غزلسرایی به سبک عراقی یعنی تقلید ازحافظ وسعدی.شاعرانی مانند مجمراصفهانی،فروغی بسطامی ونشاط اصفهانی دراین رده قراردارند.

 

* دیگرشاعران دوره ی بازگشت:

مشتاق اصفهانی،آذربیگدلی،صباحی بیدگلی،ملک الشعرای بهار

*قالب مسلط شعری دراین دوره غزل وقصیده می باشد.