به نام خداوند جان وخرد کزین برتراندیشه برنگذرد

نقد وبررسی درس «نبرد ستم واسفندیار» ازکتاب ادبیات تخصصی سوم علوم انسانی

مقدمه:
نقدوبررسی کتب درسی در فرایند یاددهی ـ یادگیری کتاب های درسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و فعالیت ها و تجارب آموزشی با راهنمایی معلم و مشارکت دانش آموزان حول کتاب درسی ساز ماندهی می شود بنابر این بازسازی و بهبود محتوای کتاب های درسی امری اجتناب ناپذیر در هر نظام آموزشی می باشد زیرا که با نقد وبررسی محتوای کتب درسی و با توجه به استفاده از نظرات معلمان به عنوان مجریان برنامه ی درسی انتظار می رود محتوای کتب درسی به گونه ای انتخاب و سازماندهی شود که با نیاز های دانش آموزان متناسب و از ویژگی های علمی لازم بر خوردار باشد جهت تحقق این امر، تدوین اصول نقد و بررسی کتب درسی در ابعاد مختلف و آشنایی همکاران با این اصول ضروری به نظر می رسد.

ادبیات درهرشکل وقالبی که باشد،نمایشگرزندگی وبیان کننده ی ارزش ها ومعیارهایی است که زندگی فردی وجمعی برمحورآن ها می چرخد.نقدوبررسی وارزیابی آثارادبی نیزچنین است ونمی تواند به دورازآن ارزش ها ومعیارهاباشد.ادبیات ازدوگذرگاه مارابازندگی پیوند می دهد،ازگذرگاه عاطفی،وقتی که آن را می خوانیم،ازگذرگاه خردورزی وقتی آن رانقدوبررسی می کنیم. ودراین مجال اندک به نقدوبررسی ناقصی از درس «نبرد رستم واسفندیار» می پردازیم که امیدواریم مورد عنایت اصحاب فکرواندیشه قرارگیرد.نقدهای که براین درس وارد است به صورت فهرست واربیان می شوند:

1-درابیات گزیده ومنتخب به نقش سیمرغ به عنوان عامل راهنما،هدایتگر،دانا،خردمند،آگاه به رازهای نهان وشاید به عنوان طراح ومبتکر نقشه ی پیروزی رستم براسفندیارتوجه نشده است واگردرقالب ابیاتی که فردوسی درشاهنامه برای ایفای نقش سیمرغ بیان کرده است ،این نقش وابیات مربوط به آن ذکرمی شد، برزیبایی آن می افزودابیاتی مانند:

بدو گفت«شاخی گزین راست تر/ بُنش برترین سرش برکاست تر

بدان گزبُــــــود هـــــوش اسفندیار/ تواین چوب را خوارمــــایه مدار

بــرآتش مرین چوب راراست کن/ نگه کن یکی نغز پیـــکان کــهُن

2-معرفی نشدن درست وشایسته ی شخصیت های داستان، یکی از ایرادهای اساسی درس است. در ابیات گزیده، تنها توان جسمانی و نیروی فوق العاده ی هر دو پهلوان به نمایش گذاشته شده است وبه کردارو رفتار ،شخصیت‌های داستان و هدف آن‌ها از نبرد هیچ اشاره‌ای نشده است واین سجایای اخلاقی به فراموشی سپرده شده اند واین تصوردرذهن دانش آموزان ایجادمی شود که این دو(رستم واسفندیار)فقط دوانسان قوی تن ونیرومند بوده اند وبوی ازخصلت های انسانی نبرده اند.

3- بهتر بود در آغاز درس ابیاتی از داستان شاهنامه که به طور خلاصه ومفید به علت نبرد رستم با اسفندیار اشاره‌ای داشته باشد، انتخاب می‌شد ودانش آموزان با این مقدمه وذهنیت وارد اصل ماجرا می شدند.زیرااین داستان برخوردآزادی واسارت،پیری وجوانی،کهنه ونو،تعقل وتعبد ودرپایان برخوردزندگی ومرگ می باشد واین ابیات به طورصریح وروشن وبدون هیچ مقدمه وعلتی به نبرداصلی دوپهلوان پرداخته است .
4-درابیات گزیده، رستم به خوانندگان آن چنان معرفی می شود مانند این که برای جان وروان انسان‌ها هیچ گونه ارزش واحترامی قائل نیست، جایی که خطاب به اسفندیار می‌گوید:

بــــــگوتـــــاسوارآورم زابــــلی /کــه باشندباخنجرکـــــابـــلی

براین رزمگه شان به جنگ آوریم / خودایدرزمانی درنگ آوریم

این اعتقادوباورتاج بخش(رستم) برای دانش آموزان بیان می شود.درحالیکه رستم نمونه ی انسانی تمام،که دارای مراتب عالیه ی شجاعت وراستی،رحم وانصاف ووفاداری می باشد(به نقل از ،فردوسی وشاهنامه ی اوازحبیب یغمایی ص87-89)

5-یکی ازواژه های که دراین گفتار به درستی معرفی نشده است،واژه ی «سگزی» می باشد.در بیت« فراموش کردی تو سگزی مگر/ کمان و بر مرد پرخاشگر واژة ی «سگزی» لقبی است که اسفندیار برای تحقیر،کوچک کردن وبی ارزش کردن رستم به کار برده است و اسفندیار رستم را که اهل سیستان (یا سجستان) است، به داشتن چنین صفت وویژگی متهم می‌کند و در اینجا به معنای مرد سیستانی یااهل سیستان نمی باشدهرچندکه دربیشترموارد این واژه به طورنادرست به معنای مردسیستانی ترجمه می شود.ودربیت زیرکه درمتن درس وجودندارد وفقط برای نمونه آورده شده است واژه ی سگزی درمعنی تحقیربه کاربرده شده است .

بدوگفت که ای سگزی بدگمان //نشدسیرجانت زتیروکمان

6-عدم اشاره به نقطه ی قوت وتوانایی اسفندیار (رویین تنی) درابیات منتخب ،که عامل اصلی غروراو ونبردش بارستم است که باداشتن این صفت وبرخی ویژگی های دیگر(پهلوان،شاهزاده)خودرابرجسته ترین فردزمان می داند وتصورمی کندکه ازهمه ی پادشاهان کیانی برتربوده وبرای رسیدن به بزرگ ترین مقام دنیایی زمان یعنی پادشاهی شتاب دارد .بیان واژه ی رویین تن وفهماندن آن برای مخاطبان همیشه با ابهام وسوالاتی همراه بوده است.

توآنی که گفتی که رویین تنم/ بلندآسمان برزمین برزنم

به یک تیربرگشتی ازکارزار / بخفتی برآن باره ی نامدار

7-نادیده گرفتن نقش دینی ومذهبی اسفندیاردرابیات بیان شده وذکراین نکته که اسفندیارقهرمانی نام ور بوده که درگسترش وترویج دین درایران وکشورهای دیگر نقش داشته وازمدافعان دین زرتشت بوده است همچنین اومردی است که خمیرمایه ی هستی اوراازایمانی پرشورسرشته اند.فردوسی درجای جای شاهنامه ازجمله ابیاتی همانند:

چواسفندیاری کــــه ازبهردین/ به مردی برآهیخت شمشیرکین

جهان کردپاک ازبد بت پرست/ به بدکـــــارهرگزنیــــــازیددست

بدین نکته توجه نموده است.شپیگل مکررخاطرنشان کرده است که اسفندیارپهلوان دینی موبدان است که ازرستم ازهرحیث برتربوده است(به نقل ازحماسه ی ملی ایران،ترجمه ی بزرگ علوی ص114و115)


8-به جایگاه ونقش آفرینی گشتاسب که عامل اصلی رویایی ونبرد رستم واسفندیاربوده است توجه نشده است زیرا گشتاسب برای ادامه ی پادشاهی خویش حاضربه مرگ اسفندیاربود.بدین جهت ازوزیر اخترشناس خود،جاماسب می پرسد که مرگ اسفندیار به دست چه کسی خواهدبودواوپاسخ می دهدکه:

بدوگفت جاماسب که ای شهریار تواین روزرا خوارمایه مدار

ورا هوش درزاولستــــــان بود / به دست تــهم پوردستان بود

درپایان برای نزهت خاطرخوانندگان عزیزابیاتی چنددرموردفردوسی وشاهنامه ی او ازحسین مسرورشاعرمعاصرنقل می نمایم

کجا خفته ای ای بلند آفتـــــــاب / برون آی وبرفرق گردون بتـــاب

نه اندرخورتوست روی زمیــــن/ زجاخیزو،برچشـــــم دوران نشین

زشهنــــــــامه گیتی پرآوازه است/ جهان را کهن کرد و،خودتازه است

توگفتی جهان کرده ام چون بهشت /ازاین بیش تخــــم سخن کس نکشت

زجـــــــــاخیزوبنگرکزآن تخم پاک /چه گل ها دمیده است برطرف خاک

مجتبی غلامی دبیرادبیات شهرستان الشتر